Mercredi 13 juillet 2011 3 13 /07 /Juil /2011 23:02

Publié dans : Poèmes/Proses
............
If we could find a way to get inside 
each other's mind

If you could see you through my eyes
instead your own ego

I believe you'd be surprised to see
That you've been blind, 

 

Walk a mile in my shoes

walk a mile in my shoes

And before you abuse, criticize and accuse

...... walk a mile in my shoes........
(extrait de Paroles de "walk amile in my shoes")
Par KT - Voir les 1 commentaires - Ecrire un commentaire - Communauté : Pensées Nocturnes
Retour à l'accueil

Tout ce qui a un début, a une Fin.

همه از مرگ مي ترسند، من از زندگي سمج خودم...."

 
آن‌چه که زندگی بوده‌است از دست داده‌ام، ............... بعد از آنکه من رفتم، به درک، می‌خواهد کسی کاغذپاره‌های مرا بخواند، می‌خواهد هفتاد سال سیاه هم نخواند، من فقط برای این احتیاج به نوشتن که عجالتا برایم ضروری شده‌است می‌نویسم
S.Hédayat.

Droit, tout droit vers cette obscure clarté,

qui tombe des étoiles...

Sans-titre.jpg 

 

Condition humaine

iran  


(Saadi, Poète perse 1184-1283)

 


Celui sui se transforme en bête,
se délivre de la douleur d'être un homme


Coupable !!

banane-rock.jpg
  Boite à blabla

La vie ?!


Présentation

Music 4ever

Derniers Commentaires

  • 01/06/2012 13:18:44
    Kt
  • 01/06/2012 11:06:42
    motus.
  • 01/06/2012 11:02:37
    Kt
  • 01/06/2012 08:50:17
    Kt
  • 01/06/2012 01:45:33
    Kt

Calendrier

Juin 2012
L M M J V S D
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
<< < > >>


ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير
مونده يك مرداب پير توی دست خاك اسير
منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام
داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام


من همونم كه يه روز مي خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم


اولش چشمه بودم زير آسمون پير
اما از بخت سيام راهم افتاد به كوير
چشم من به اونجا بود پشت اون كوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام يه چاله كند


توی چاله افتادم خاك منو زندوني كرد
آسمونم نباريد اونم سرگروني كرد
حالا يه مرداب شدم يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم تو خاك يه طرف به آسمون


خورشيد از اون بالاها زمينم از اين پايين
هي بخارم مي كنن زندگيم شده همين
با چشام مردنمو دارم اينجا مي بينم
سرنوشتم همينه من اسير زمينم


هيچی باقی نيست ازم لحظه های آخره
خاك تشنه همينم داره همراش می بره
خشك ميشم تموم ميشم فردا كه خورشيد مياد
شن جامو پر می كنه كه مياره دست باد

Recommander

The Only King

 
Créer un blog gratuit sur over-blog.com - Contact - C.G.U. - Rémunération en droits d'auteur - Signaler un abus - Articles les plus commentés